آن زمان هایی که ۱۶-۱۷ساله بودم، شما یادتان نمی آید!!! سه-چهار سال پیش را می گویم؛ آن زمانها، دوست خوبی داشتم که ۶ سال از خودم بزرگتر بود. می گفت: حدود ۶۰ بار به جاهای مختلف، جهت خواستگاری رفته است. آن زمان درک نمی کردم که این بنده خدا چه اراده بزرگی دارد. الان که وارد گود شده ام، می فهمم که یک بار خواستگاری رفتن، مساوی است با ۱۰ بار زنده به گور شدن!

***

جوان عزب بعد از ازدواج، خطاب به همسرش: به خدا سوگند اگر ۱۰۰۰ بار به خواستگاریت می آمدم و بدون جواب بر می گشتم و باز زنده می شدم؛ باز هم دست از خواستگاریت بر نمی داشتم!